تصور های باطل نقش زد آینده ما را
به تصویری مجازی خط کشید آئینه ما را
رفاقت ها، محبت ها، چرا زیبا سرابی بود
گذشت لحظه های عشق ما آشفته خوابی بود
غرورم را لباست میکنم
باز التماست میکنم
تا وقت دیدار ...
دو چشمم فرش پایت میکنم
جانم فدایت میکنم
من را میازار
من را میازار
برای خنده هایت بر من و بر اشک خونینم دلم تنگه
برای سر نهادن های تو بر دوش و بالینم دلم تنگه
برای با تو بودن ها دلم تنگــــــــــه
نفس با تو کشیدن ها دلم تنگه
تصور های باطل نقش زد آینده ما را
به تصویری مجازی خط کشید آئینه ما را
رفاقت ها، محبت ها، چرا زیبا سرابی بود
گذشت لحظه های عشق ما آشفته خوابی بود
غرورم را لباست میکنم
باز التماست میکنم
تا وقت دیدار
دو چشمم فرش پایت میکنم
جانم فدایت میکنم
من را میازار
من را میازار
شکستن های قلب پر غرورم
تحمل کردن روح صبوریم
شمردن های تکرار شب و روز
غم شب تلخی و تنهایی روز
برای آن دو چشم کهربایی
که آتش زد مرا با بی وفایی
برای بوسه هنگام دیدار
وداع تلخمان* با چشم غم دار چ

ای کاش می دونستم که دروغن همه حرفاش
ای کاش می دونستم دل فریبن دو تا چشماش
کاشکی که دیروز پا به دامش نمی ذاشتم
بذر عاشقی رو توی قلبم نمی کاشتم
دلم تنگه، دلم تنگه خدایا
دل یار من از سنگه خدایا
منو دیوونه کرده، راهی میخونه کرده
چرا یارم دلش با ما سر جنگ خدایا
منو دیوونه کرده، راهی میخونه کرده
چرا یارم دلش با ما سر جنگ خدایا
فریاد، ز تو فریاد که نبرده دلم عشق تو رو از یاد
رفتی و هنوزم دل دیوونه ی من باز تو رو می خواد
بس کن دیگه ای دل، شیون نکن ای دل
از عاشقی سیرم، باز اسیرم نکن ای دل
بس کن دیگه ای دل، شیون نکن ای دل
از عاشقی سیرم، باز اسیرم نکن ای دل
دلم تنگه، دلم تنگه خدایا
دل یار من از سنگه خدایا
منو دیوونه کرده، راهی میخونه کرده
چرا یارم دلش با ما سر جنگ خدایا
منو دیوونه کرده راهی میخونه کرده
چرا یارم دلش با ما سر جنگ خدایا
دلم تنگه خدایا
دلم تنگه خدایا
دلم تنگه خدایا
دلم تنگه خدایا
